خرید بک لینک


ما قلعههایی هستیم

با صد نگاهبانِ هراس

و دیوارهای سنگ و سکوتمان را

که حافظانِ قلبهامان اند

به فال میگیریم

ولی هیچکس نمیآید

که دری نیست

که دری تنگ حتی نیست

تا مسیحا از آن بدمد

و تمنّای بیگانه شعلهور شود

ما قلعههایی دور ایم

و فیضِ ما کور است

و دیدهبانمان هیچ

نمیبیند و از دور

صدا میآید

صدای بیگانه

بر قلعههای فروبسته

هر روز که میدمد

روزِ حسرت است

که هرگز دستی گشاده

قلبِ تنگِ ما را

لمس نمیکند

**

کجاست قلعۀ بیحصار

دیوارهایش آیینه

درهایش همیشه باز

بی دیدهبان

بی پاسبان

تا هر که میخواهد

بی ترس

وارد شود

بی ترس

دلِ نابِ طلا را لمس کند

و در تکانۀ لمس

بی ترس

فرو بریزد

و چشمِ تشنهاش را

در اشک

بشورد

کجاست آن کلمۀ بیعذاب

کجاست آبِ بیحصار

**

تشنگی را بشوییم

و بیهراس

به چهرۀ بیپناهِ خود نگاه کنیم

قلعۀ بیحصار همهجا ست

آبِ بیعذاب همهجا ست

16 آذر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 16:02

صفحه بندی