دو وجهِ تصویرِ ذهنی [فلسفهبافی]
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 15:09
ذهنِ ما تغییر و تغیرهای عینیت را با ابزارِ تصویر(مدل)سازی مهار میکند؛ یعنی از هر شیءِ عینی، تصویر یا مدلی کلی (بیشاخوبرگ، بیرنگ، پیرنگ) برمیسازد تا بتواند برای شناختِ جهان، گزارههای مطلق (دربرابرِ نسبی) اختراع کند. یعنی ذهن بدونِ استفاده از گزارههای مطلق، نمیتواند شناختی از جهان کسب کند تا برپایۀ آن...
هفتۀ آخرِ مهر [شعر]
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:41
1. هر مداد شاعری منتظر است هر کاغذ لبی وا پروانهای بر لبِ بازِ شاعری مینشیند و بوسه از لبریز میشود 2. کلمات در نخاعِ مداد جاری اند یا منتظر؟ 3. گذشته خونی ست در رگِ حال مثلِ وصالِ توتها در آفتابی که دیگر نیست هفتۀ آخرِ مهر 1395
نجات [شعر]
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:41
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشۀ چشمی به ما کنند دردم نهفته بِه ز طبیبانِ مدّعی باشد که از خزانۀ غیبام دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد هرکس حکایتی به تصوّر چرا کنند چون حسنِ عاقبت، نه به رندیّ و زاهدی ست آن بِه که کارِ خود به عنایت رها کنند بیمعرفت مباش که در منمزید عشق اهل نظر...
حِرمان [اندیشه]
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 5:09
پدران و مادرانِ ما به ما یاد ندادهاند چگونه عشق بورزیم؛ حتی عشقورزیدن را ندیدهایم. اما این تنها یک سوی قصه است. سوی دیگر این است که ما از یکدیگر بسیار میترسیم. پس به جای تمرینِ عشقورزیدن در مرابطه، برای یادگرفتناش به سراغِ منابعِ ناقصِ دیگر میرویم؛ از همه ناقصتر، هنر. این میشود که یا در رابطههایمان ...
حسرتِ دریابودن [بداهه نویسی]
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 5:09
کاش دریا بودم. کاش دریا بودم. پشتت به من و دنیا ست. رویت به دریا. آن هم چه رویی! گشاده! انگار بالهایت را باز کردهای برای پرواز. یا دستها را باز کردهای برای آغوش. یا خودت را آمادۀ پرتاب کردهای. هر کدام که باشد، کاش دریا بودم من. هیچ فکر نمیکردم روزی بیاید که حسرت بخورم از این که دریا نیستم! میدانستی ...
هفتۀ سومِ مهر [شعر]
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 14:03
1. با تیشۀ عشق سنگِ قبری تراشیدم و بر آن حک کردم او زنده است و نمیمیرد 2. یک نخ سیگارِ سبز مثلِ هدیهای از جانان که جز خاطرهای منتشر در جهان چیزی از آن نمیماند 3. مردّد ام بیآنکه سرعتِ گامهایم کم شود هفتۀ سوم مهر
تناقض [اندیشه]
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 9:12
درد و فقر و شکست و مرگ، مایۀ تعالی نیستند. تعالی سرچشمه ندارد. رود نیست. تعالی پشتِ پرده ست. به بادِ فیضِ خدا نیاز دارد تا پدیدار شود. - کجا باد همیشه میوزد؟ - در دلهای شکسته. 5 مهر 1395
ای سیبهای ناتمام [شعر]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:52
در بوسهای ندانسته روحم به دهانِ او چکید ای سیبهای ناتمام اگر شما را برسانم روحِ مرا پس میدهید؟ 30 شهریور 1395
مانیتورِ بیچاره [نوشته]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:52
دیوانگی خیلی هم دور نیست: به خودت میآیی، میبینی نشستهای سرِ مانیتور داد میزنی. تازه این، ظلم هم هست؛ مانیتور چه گناهی کرده؟ 13 مهر 1395
دو هفتۀ آخر [چند شعر]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:52
1. آنقدر منتظرِ تو ام که دیدارِ دیگران شادم میکند 2. نیستی و کلمات بهانهات را میگیرند 3. از بوتۀ گل که میگذشتم خار به دستم نشست حالا زخمِ کوچکی بر دستم است به اندازۀ سرِ سوزنی و میسوزد شاید جای خالیِ سوزانِ تو نیز از این زخم بزرگتر نباشد 4. در گرهِ دستانِ ما چیزی بود شبیهِ دو چشمِ متعجب شبیهِ نشانِ ...
درختِ نارنج [شعر]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:52
درختِ نارنج در خیابان تنها ست نه گوشی که بشنود اش نه دستی که برگهایش را بنوازد نه سرپناهی در باد و باران نه پناهگاهی در هجومِ خزان عشق در خیابان تنها ست 14 مهر 1395
بینظمی [اندیشه]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:52
بینظمی از تنبلی نیست؛ از کُندی ست. 15 مهر 1395
سرگردان [یادداشتِ شخصی]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:52
پارسال سالِ صعودِ من بود. حالا امسال فرصتی پیش آمده که سقوط کنم. چرا نکنم؟ وقتی به چشمهایت و حرفهای راستی که ناخودآگاه گفتهای و از زیرِ زبانت دررفتهاند فکر میکنم، احساس میکنم فریب خوردهام. بعدش فوری میفهمم چقدر فریب خوردهای. فکر میکردم سرگرانی. حالا میدانم که سرگردان بودهای. حکایت آوردهاند که در دور...
ساقی [شعر]
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 20:51
مثلِ شراب بیدلیلی و ساقیتر از آنی که محتاجِ دست باشی 17 مهر 1395